|
شعر زیبا و تک بیتی اشعار زیبا و عاشقانه ، نغز و تک بیتی
| ||
|
از ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست!!
عماد خراسانی ********** ترسم این خفته صد ساله که بختش خوانند خبر مرگ من از خواب کند بیدارش!!! ********************************** زمانه داشت زمن، کینه ای کهن بر دل چو مبتلای توام دید ،مهربان گردید! *********************************** بگذار ببینمش اکنون که می رود ای اشک ز چه راه تماشا گرفته ای!! اطهری *********************************************** همه آهوان صحرا، سر خود گرفته در کف به امید آنکه شاید، به شکار خواهی آمد کششی که عشق دارد،نگذاردت بدین سان به جنازه گرنیایی ،به مزار خواهی آمد بیدل دهلوی
**********************************************
برسر این گور من بیهوده شیون میزدم تازه فهمیدم که اصلا مرده ای در گور نیست شک ندارم اشک می ریزند ماهی ها در آب اشک ماهی ها نباشد آب دریا شور نیست .... "مهتاب یغما" ******************************** هرچه میخورم باده،هرچه میکنم مستی بینم ای غم جانکاه، باز در دلم هستی این جوانی ما بود، تا چه زاید از پیری این بلندی ما بود، خاک بر سر پستی عمادخراسانی ************* گفتی به تو گر بگذرم از شوق بمیری قربان سرت بگذرو بگذار بمیرم عماد خراسانی ////////// سیه چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت یاد می داد مرا از یاد برد آخر ولی من به جزاو عالمی را بردم از یاد. مشیری ++++++++++++ شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست دگر با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد خاک کم آب شده مثل کویری تشنه با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد سیب هر سال دراین فصل شکوفا می شد باغبان کرده فراموش که یبی دارد ************* گر سر برود زسر هوایت نرود تاثیر طلسم چشمهایت نرود فرشی زدل شکسته انداخته ایم آهسته بیا که شیشه پایت نرود *************** من تمنا کردم که تو با من باشی و توگفتی هرگز،هرگز ومرا غصه این هرگز کشت ************** گاه مي انديشم!خبرمرگ مراباتوچه كس ميگويد/ آن زمان كه خبرمرگ مرا/ ازكسي ميشنوي روي تورا/ كاشكي ميديدم/ شانه بالازدنت را/وتكان دادن دستت را/ كه مهم نيست زياد/وتكان دادن سرراكه/ عجب!عاقبت مرد؟افسوس كاشكي ميديدم ******* روزگارت بر مراد®روزهایت شاد شاد®آسمانت بی غبار! سهم چشمانت بهار®قلبت از هر غصه دور®بزم عشقت پر سرور®بخت و تقدیرت قشنگ®عمر شیرینت بلند®سرنوشتت تابناك® جسم و روحت پاك پاك++ +++++++++ يارب اين نو دولتان را بر خر خودشان نشان +++++++
دلبسته به سکه های قلک بودیم , +++++ طبع ایام چو شمشیر، کجی میطلبد® ++++++++++ سركشي وقف تواضع كن كه بر گردون هلال® ميكند گاهي سپر گاهي كمان شمشير را! +++++++++ كس بهره از آن تازه بر و دوش ندارد® كاين شاخه گل طاقت آغوش ندارد® از عشق نرنجيم وگر مايه رنج است® با نيش بسازيم اگر نوش ندارد® +++++++++ اينمه جور كه من از پي هم ميبينم® زود خود رابه سركوي عدم ميبينم® ديگران راحت ومن اينهمه غم ميبينم® همه كس خرم ومن درد و الم ميبينم® لطف بسيارطمع دارم و كم ميبينم® هستم آزرده وبسيار ستم ميبينم® خرده بر حرف درشت من آزرده مگير® حرف آزرده درشتانه بود خرده مگير® +++++++++ غمزه ات محتاج افسون نیست در تسخیر خلق® ++++++++++ اگرچه يار من نامهربان بود®خداي مهربانان باد يارش® +++++ شنیده ام سخنی خوش که پیرکنعان گفت® +++++++++++ غباري كزتوبرخاطرنشیند برنمیخیزد/توبااین مهربانی كي توانی رفت ازیادم! ********* پيش هم بودن اگر ديروزها لطفي نداشت،®ارزش ديروز را امروز باور ميكنيم.! ++++++ ياد دارم در غروبی سرد سرد/ دانم چو دیده دید، دل از کف رود ولی +++++++ مابانفس سلامت اي دوست خوشيم، از گرمي هركلامت اي دوست خوشيم، هرچندكه افتخارديدارت نيست،ب ازنگ خوش پيامت اي دوست خوشيم. ++++++++ کفش هایم که جفت میشوند، دلم هوای رفتن می کند. من کودکانه بی قرارتومی شوم، بی آنکه بیندیشم چه کسی دلتنگ من خواهدشد + ++ این بار تو بگو :دوستت دارم ++++++++ امشب ای نازچه دلتنگ نگاهت شده ام® بازای مونس من چشم براهت شده ام® برق چشمان توامشب به سکوتم خندید! چون که دیوانه ی آن چهره ی ماهت شده ام® ++++++++ توصميميتر ازآني كه دلم ميپنداشت،®دل توباهمه ي آينه ها نسبت داشت،®توهمان ساده دل سبزنجيبي كه خدا،®درميان دل پاكت صدف آينه كاشت® ++++++++ يك لحظه بزن بر رخ من خنده كه يك عمر/با ياد لبت گريه كنان اشك بريزم®:-) +++++ کس نمیداند دراین بحرعمیق® سنگریزه قرب دارد یا عقیق؟®من همین دانم که در این روزگار®هیچ چیز ارزش ندارد جز"رفیق":-) ++++++++ روزي سپري شد به اميدي كه شب آيد/ شب آمد وديدم به دلم تاب وتب آمد/ اي دوست دعاكن من بيچاره مبادا/ درحسرت ديدارتو جانم به لب آيد! +++++++ آفاق پر از اخترکان است و به جایت® +++++++ عیب کارازجعبه تقسیم نیست# سیم سیاردل ما سیم نیست# این خدا،این هم هزاران طول موج# دیش احساسات ماتنظیم نیست# +++++++++ ما نه آنیم که دربازی تکراری این چرخ فلک/ هرکه ازدیده مان رفت زخاطرببریم/ یاکه چون فصل خزان امدوگل رفت به خواب/ دل به عشق دگری داده ازآنجابپریم/ وسعت دیده ماخاک قدمهای توبود خاک زیرقدمت رابه دو دنیابخریم. +++++++++++
گذرتك تك اين ثانيه هاي سپري گشته عمرم® به قديمي شدن دوستيت مي ارزد!;-) ++++++++++++ خاطر آسوده ز صحرا گذر و بيم مدار® ++++ در مدرسه تحصیل محبت نتوان کرد® +++++++++ درد دل من که گفتنی نیست وین درد دگر نهفتنی نیست بگذشت بهارو وا نشد دل این غنچه مگر شکفتنی نیست!! +++++++++ به سراغ توشبي مي آيم- همچوشبنم كه نشيندبرگل-من به ديدارتومي آيم باز. +++++++ ماها توسفر كردي و شب ماندو سياهي® نه مرغ شب از ناله من خفت،نه ماهي® آن لحظه كه ريزم چوريزم چو فلك از مژه كوكب® بيدار كسي نيست كه گيرم به گواهي® تقديرالهي چو پي سوختن ماست® ما نيزبسازيم به تقدير الهي® شهريار ***************** به دامنت نرسد دست ما كه جلوه ى حسن ترا به بام فلك برد و نردبان برداشت! +++++++++ یاددارم ازدبستان درکتاب/ درس اول صحبت نان بودوآب/ آنچه رادرخردسالی خوانده ایم/ همچنان درجستجویش مانده ایم. +++++ سرسبزی وبوی تازه ازعشق بگیر ++++++++++ آنكه ویران شده از یار،مرا می فهمد/ آنكه تنهاشده، بسیار مرامی فهمد/ چه بگویم كه چنان ازتوفرو،ریخته ام/ كه فقط ریزش آوار مرامی فهمد..... +++++++++++
ياروهمسرنگرفتم كه گرو بودسرم® توشدي مادرو من باهمه پيري پسرم® پدرت دخترخودرابه زروسيم فروخت® پدرعشق بسوزدكه درآمدپدرم® سيزده را همه عالم،به در ازشهر برون® من خودآن سيزده ام،كزهمه عالم بدرم® تابه ديوارودرش تازه كنم عهدقديم® گاهي ازكوچه معشوقه خودميگذرم! +++ از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران می روم ژیش تو لیکن عقب سر نگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران می روم تاکه به صاحبنظری باذ رسم محرم ما نبود دیده کوته نظران شهریار **************** چه شدآن عهدقديم وچه شد آن يار نديم®خون كند خاطر من خاطره عهد قديم! شهریار +++++++++ ميخانه اكر ساقي صاحب نظري داشت@ مي خواري ومستي، ره رسم دكري داشت@ بيمانه نمي داد به بيمان شكنان باز@ ساقي اكرازحالت مجلس خبري داشت +++++++++ من تماشاي تو ميكردم وغافل بودم/كز تماشاي تو خلقي به تماشاي منند! ++++++ نيا باران! زمين جاي قشنگي نيست من از اهل زمينم خوب ميدانم كه گل در عقد زنبور است ولي سوداي بلبل داردو پروانه را هم دوست ميدارد!! +++++++ تودر مقام فتوت كم از درخت مباش®كه سنگ ميزنند و ميوه مي ريزد® ++++++++++ آنچه برلوح زمان میماند، راه و رسم سفر است **** دل، عشق پرازرنگ و ریا دوست نداشت® ******* زاهد بدم و ترانه گويم كردي® سرگشته جام و باده جويم كردي® سجاده نشين باوقاري بودم® بازيچه كودكان كويم كردي®:-( ++++++++++ لذت دیوانگی در سنگ طفلان خوردن است حیف از آن اوقات مجنون را که در هامون گذشت ******************* مخند ای نوجوان زینهار بر موی سپید ما که این برف پریشان بر سر هر بام می بارد صائب *********** یاران کهن که بنده بودم همه را در بند وفای خود ستودم همه را زینهار مجویید وفا زکس که من دیدم همه را و آزمودم همه را ************ مادانه نخورده صید این دام شدیم! ناکرده گنه ببین چه بدنام شدیم! ترسیدن ما جمله زبدنامی ما بود! اكنون ز چه ترسیم که بدنام شدیم! +++++ سوختن با تو به پروانه شدنمى ارزد +++ بدنامی حیات دو روزی نبود بیش® ++++++++++ همین كه یاد من كردي تشكر، يادباد آنكه مراهرگز نگويد يادباد®كي رود ازيادم آنكش من نمي آيم بياد!! +++++++++ خانه بردوش تر ازابر بهاران بودم®لنگر درد تو،چون كوه گران كرد مرا! +++++ چند گويي قصه ايوب وصبر او،بس است® بيش ازين ماصبر نتوانيم، او ايوب بود! +++++ [ یکشنبه نوزدهم تیر 1390 ] [ 11:10 ] [ قیصر ]
|
'
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
Upload Music | |